800x600
علامه طباطبائي«رحمةاللهعليه» ميفرمايند:
«وقتي از نجف به تبريز برگشتيم، ميخواستيم خانهي خود را تعمير کنيم، عمله و بنّايي پيدا کرديم، ديدم عمله خيلي خوب کار ميکند، هر وقت هم که استادِ بنّا دستور به او نميداد خودش يک کاري پيدا ميکرد و انجام ميداد، ظهر هم که شد نماز خوبي خواند و غذايش را خورد و بلند شد براي کار. نزديکيهاي عصر استاد بنّا گفت نردبان ميخواهيم. به آن عمله گفتم در کوچهي آن طرفي آشنايي هست برويد بگوئيد نردبانتان را براي خانهي فلاني بدهيد. علامه ميگويند: ديديم برعکسِ صبح تا عصر که سريعاً کارها را انجام ميداد در آوردن نردبان خيلي طول داد، بعداً که بنا بود مزدشان را بدهم و مرخص شوند به ايشان گفتيم که اين سؤال براي من مانده که کارهاي صبح تا عصرتان با نردبانآوردنتان متفاوت بود. آن شخصِ عمله گفته بود؛ حقيقتش کوچههايتان باريک بود و نردبان هم بلند، من خيلي مواظب بودم سر نردبان به کاهگلهاي ديوارهاي مردم نخورد، به همين جهت آوردن نردبان طول کشيد. علامهي از نجف برگشته که مرحوم قاضي ميگويد از 20 سالگي داراي چشم برزخي است، درجا ميپرسند اخيراً حضرت آقا صاحبالزمان را ديدهايد؟ آن آقا هم ميگويد بله.

يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
اى آن كه خدايى كه تو را خلق كرد پيش از خلقت بيازمود و در آن آزمايش بر هر گونه بلا و مصيبت تو را شكيبا و بردبار گردانيد
و
ما چنين پنداريم كه دوستان شما هستيم و مقام بزرگى شما را تصديق مىكنيم و
بر هر دستور و تعليمات الهى كه پدر شما و وصيّش كه درود حق بر او و آلش
باد براى ما آورد صبور و مطيع خواهيم بود
وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ
وَصِيُّهُ فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلاَّ
أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا
قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَيَتِكِ
پس ما درخواست مىكنيم هرگاه كه مصدق و
مؤمن به شما هستيم كه ما را بواسطه اين تصديق به رسول و وصيش خدا به شما
ملحق فرمايد تا به ما مژده رسد كه بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاك
سازد
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ
عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ
حَبِيبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَلِيلِ اللَّهِ
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اللَّهِ
سلام بر تو اى دختر
رسول خدا سلام بر تو اى دختر پيغمبر خدا سلام بر تو اى دختر حبيب خدا سلام
بر تو اى دختر دوست خاص خدا سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا
السَّلاَمُ
عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ
خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَفْضَلِ
أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ
سلام بر تو اى دختر امين خدا سلام بر تو اى دختر بهترين خلق خدا سلام بر تو اى دختر بهترين پيغمبران و رسولان و فرشتگان خدا
السَّلاَمُ
عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا
سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ وَ خَيْرِ الْخَلْقِ
بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ
سلام بر تو اى دختر بهترين خلق سلام بر تو اى
سيده زنان عالم از اولين و آخرين سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امير
المؤمنين) و بهترين تمام خلق بعد از رسول خدا
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ
سلام بر تو اى مادر حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشت
السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ
سلام بر تو اى صديقه طاهره كه به راه دين شهيد گرديدى
السَّلاَمُ
عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ
أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا
الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ
سلام بر تو اى آنكه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى
سلام بر تو اى صاحب فضيلتو پاكيزه صفات سلام بر تو اى انسيه حوراء
السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ
سلام بر تو اى ذات متقى پاك گوهر سلام بر تو اى آنكه به الهام خدا دانا بودى
السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ
سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) كه حق تو را غصب كردند
السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ
سلام بر تو اى ستم كشيده و مقهور دشمنان دين
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ
سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و بركات حق بر تو باد
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ
درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد
أَشْهَدُ
أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ وَ أَنَّ مَنْ سَرَّكِ
فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
گواهى
مىدهم كه چون تو از جهان رفتى با مقام يقين و دليل روشن از جانب پروردگار
بودى و هر كه تو را مسرور و شاد ساخته رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش
باد را شاد ساخته
وَ مَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
و هر كه در حق تو جفا و ظلم كرد به رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد ظلم و جفا كرده
وَ مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
و هر كه تو را آزرده كرد رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد را آزرده است
وَ مَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
و هر كه به تو پيوست به رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد پيوسته
وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
و هر كه از تو بريده از رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد بريده است
لِأَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ كَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
زيرا تو پاره تن پيغمبر و روح مقدس آن بزرگوارى
أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِكَتَهُ أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ
خدا
را گواه مىگيرم و رسول او و فرشتگان را كه من از آن كس راضيم كه شما از
او راضى هستيد و خشمگينم از هر كه شما از او خشمگين هستيد
مُتَبَرِّئٌ
مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْتِ مُعَادٍ لِمَنْ
عَادَيْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ كَفَى
بِاللَّهِ شَهِيداً وَ حَسِيباً وَ جَازِياً وَ مُثِيباً
بيزارم از
آنكه شما از او بيزاريد دوستم با آن كه شما با او دوستيد و دشمنم با هر كه
شما با او دشمنيد ناراضيم از هر كه شما از او ناراضى هستيد و محبوب من است
هر كه محبوب شماست و بر صدق گواهى من خدا كافى است كه گواه و محاسب و جزا
دهنده و ثواب بخشنده است. خدا را گواه مىگيرم و پيغمبران و فرشتگان را خدا
را گواه مىگيرم و فرشتگان را كه من دوستم با دوستان شما و دشمنم با
دشمنان شما و با هر كه محاربه كند با شما محاربم من اى مولاى من به مقام
عصمت و عظمت تو و پدر بزرگوارت و شوهر و فرزندانت كه پيشوايان دين منند
يقين دارم و به ولايت و امامت شما ايمان دارم و ملتزم اطاعت شما هستم گواهى
مىدهم كه دين همان است كه آنها راست و حكم خدا همان حكم است كه آنها كنند
و آنها حكم خدا را البته به خلق رسانيدند و امت را به راه خدا به طريق
حكمت و برهان و پند و اندرز نيكو دعوت كردند و از ملامت لائمان نينديشيدند
همه امامان از سويداى دل، آرزوى ديدار آن خورشيد جهان افروز را داشتند و
هر كدام به نوعى از عشق درونى پرده برداشتند. اصبغ بن نباته گويد: روزى
محضر مقدس اميرمؤمنان شرفياب شدم، ديدم در درياى فكر غوطه ور است و با
انگشت مباركش بر زمين مىزند. عرض كردم:
اى اميرمؤمنان! چه شده، شما را انديشناك میبينم؟ با انگشت مباركتان بر زمين میزنيد، مگر به آب و گل علاقه مند شده ايد؟ فرمود:
نه،
هرگز. به خدا سوگند حتى يك روز هم به اين خاك و گل علاقه مند نشدم، ولى
داشتم فكر میكردم درباره مولودى كه از نسل من به دنيا خواهد آمد.
او
يازدهمين فرزند من است، او همان مهدى است كه زمين را پر از عدل و داد كند،
آنچنانكه پر از جور و ستم شده است. براى او دوران غيبت هست. در آن ايام
اقوامى از راه حق منحرف میشوند و اقوام ديگرى به راه راست هدايت
میگردند.
بسم الله الرحمن الرحیم
غم ها و سختی هایی که ما از آن گلایه می کنیم و از آن گریزانیم، از ما چه می خواهد؟؟ چه کسی این ها را برای ما می خواهد؟
آیا خداوند و فرشتگان زیبای او می خواهند که ما همیشه ناراحت و عبوس باشیم و از زندگی خود لذتی نبریم؟
آنهم خدایی که هزاران بار از مادرما به ما مهربان تر است؟
خدایی که این قدر به ما نزدیک است که هر زمانی که اراده کنیم با او هستیم و می توانیم با او به نجوا بنشینیم؟
خدایی که لحظه ای ما را به خود وانمی گذارد و به ما یاد داده که بیش از همه اسماء زیبایش، او را با رحمان و رحیم صدا بزنیم و بارها این دو اسم را در نمازمان که بر ما واجب گردانیده، تکرار کنیم!!
آیا می توان تصور کرد که این خدای مهربان می خواهد که ما همیشه گرفتار و غمین باشیم؟؟؟
راستش بیشتر غم هایی که دل ما را از خود پر می کند خواست خدای مهربان نیست و نه خواست فرشتگان او نیست
به راستی ما که این قدر غم را در دلمان می پرورانیم به ریشه غمهای خود نگاه کرده ایم که از کجا برخواسته اند؟
راستی خدا بندگانش را امتحان میکند یا آنها را گرفتار غم می کند؟ او می خواهد که ما غمباد بگریم؟؟؟
خدا بندگانش را به اقتضای حکمتش مورد ابتلا قرار می دهد اما غم پروری کار خدا نیست.
یکی را دیدم که از تنگی معیشت گلایه می کرد اندکی با او همراه شدم و او را متوجه کردم که گاهی من خودم را رزاق خود می دانم و گاهی چشمم به دست دیگران است و این هر دو اشتباه است. آنکه تکفل روزی و رزق ما را به عهده گرفته است کسی است که سریع الحساب و دقیق و حفیظ است. او کسی که بکل شیء علیم است. مگر او کسی را فراموش می کند؟هرگز! آن دوست متوجه اشتیاهش شد و دست خدا را نشان می داد که بارها در زندگیش آن را لمس کرده بود و چه زیبا بود خاطراتی که فراموش شده بودند
حال شما در سایر امور نگاه کن که چه قدر او را در زندگی می خوانی؟؟
متاسفانه ما یاد نگرفته ایم که در همه حال باید به او رجوع داشته باشیم و این همان چیزی است که در زندگی ما گم است. همه چیز برای این است که من و تو صایش کنیم و از ته دل و سویدای دل صدایش کنیم و بگوییم:
برچسبها: یا الله
هر «روز» در قیامت گواهی است بر اعمال انسان
امام صادق ـ علیهالسلام ـ به نقل از آبای گرامشان در روایتی همه فهم، فرمودند: «مَا مِنْ يَوْمٍ يَأْتِي عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلَّا قَالَ لَهُ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ»، هیچ روزی نیست که بر فرزند آدم وارد میشود، مگر اینکه آن روز به او میگوید: من برای تو روزی نو و جدید هستم! «أَنَا يَوْمٌ جَدِيدٌ»، من نوروزم! من برای تو روز نویی هستم! «وَ أَنَا عَلَيْكَ شَهِيدٌ»، و من، یعنی زمان، نسبت به تو گواهی دهنده هستم! «فَافْعَلْ فِيَّ خَيْراً»، در من عمل خیر انجام بده، «وَ اعْمَلْ فِيَّ خَيْراً أَشْهَدْ لَكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَإِنَّكَ لَنْ تَرَانِي بَعْدَهَا أَبَداً»، من در روز قیامت نسبت به رفتار تو شهادت میدهم و تو پس از این هیچگاه من را نخواهی دید مگر در روز قیامت.
زمانها میگذرد و همه آنها برای انسان گواه هستند. این طور نیست که ما فکر میکنیم! رفتار و کردار ما در زمان محو نمیشود، بلکه همه آنها ثبت میشود. به تعبیراتی که در روایات آمده است، توجّه کنید! روزها بر انسان شهادت میدهند و روز جدید که میآید، زبان حالش با انسان این است که در من، عمل خیر انجام بده، چراکه من در روز قیامت بر اعمال تو شهادت میدهم.
ما خود تشکیلدهنده زمان هستیم
حتّی بالاتر از آن، ما خود تشکیل دهنده زمان هستیم. این طور نیست که روزها بگذرد و من ثابت باشم، روز برود و من ساکن بمانم. ما انسانها تشکیل دهنده زمان هستیم. موجودات هستند که تشکیل دهنده زمان هستند. این نیست که روز بگذرد، ماه بگذرد، سال بگذرد، نه! بدانید این ما هستیم که میرویم و میگذریم و خواهیم گذشت.
هر روز که میگذرد، تو کم میشوی!
از حسین بن علی ـ علیهماالسلام ـ منقول است که فرمودند: «یَابنَ آدَم اِنَّمَا اَنتَ ایّامٌ کُلَّمَا مَضی یَومٌ ذَهَبَ بَعضُکَ»؛ ای انسان! ای فرزند آدم! تو روزگار هستی، «اِنَّمَا اَنتَ ایّامٌ»، تو خودت روزگار هستی، تو ایّام و روزها هستی، هر روزی که میگذرد مقداری از تو کاسته میشود. این طور نیست که تو ثابت باشی و روزگار بگذرد، تو ساکن باشی و او گذرا باشد. هر روز که میگذرد مقداری از ما نیز میگذرد و از ما کاسته میشود، هر ماه و سالی که میگذرد، یک ماه و سال نیز از ما کاسته میشود؛ یعنی هر روز و ماه و سالی که میگذرد، به همان میزان سرمایه و هستی انسان که عمر اوست نیز خواهد گذشت. با گذشت روز و ماه و سال هستی ما هم میگذرد.
امسال هم «بخشی از هستی ما» از دست رفت!
یک سال دیگر گذشت، امّا آیا با گذشت این زمان من هنوز هستم؟ خیر! همه هستی من وجود ندارد؛ با گذشت این سال، بخشی از هستی من نیز گذشته است؛ بنابراین، خوب است انسان نسبت به آنچه از او گذشت و از سرمایه و هستیاش کاسته شده، متنبّه و متذکّر شود و خوب است همان گونه که نسبت به امور مادّیاش میاندیشد، نسبت به عمر و هستیاش نیز بیندیشد تا ببیند این سرمایه را در چه راهی مصرف کرده است.
ادامه را ببینید...
ادامه مطلب


